فکر بزرگ داشته باش

عجله داشتم و به سرعت می خواستم به منزل برسم. تصمیم داشتم که فوری برگردم تا به مراسم فاتحه خوانی یکی از همسایگان برسم. در را باز کردم و علیرغم اینکه به لحاظ جسمی خسته بودم. اما تصمیم گرفتم که فورا برگردم. یک سیب برداشتم و می خواستم که فوری سیب را پاک کرده و بخورم. چاقو را برداشتم. اما به دلیل اینکه عجله داشتم بزرگترین چاقو را برداشتم. پوست کندن سیب با این چاقو بسیار سخت بود.

سیب و چاقو را سر جایش گذاشتم و رفتم. یک لحظه به ذهنم خطور کرد وقتی فکر بزرگی در سر داشته باشی اما روحی کوچک درون خود داشته باشی هرگز نخواهی توانست آنگونه که انتظار داری نتیجه بگیری. بعضی انسانها زمانیکه مقداری سختی به آنان وارد می شود بدون هیچ تلاش و سرسختی از کار خودشان منصرف می شوند.

وقتی بخواهی نتیجه خوبی عایدت شود. وقتی که با یک فکر عاری از هرگونه قضاوت در مورد آینده به پیش بروی. اگر در کار خودت مطمئن باشی، نباید منتظر تایید دیگران باشی. انسانهای تایید طلب هرگز به نتیجه خوبی نمی رسند به گونه ای که هم خودشان راضی باشند و هم دلشان و هم دیگران.

تلاش و رقابت برای کسب جایگاه خوب از جایی می آید که رزنانس قلبت به نتیجه خوب آن شهادت می دهد. برای اینکه ضربان قلب و احساسی که از درون می جوشد تاثیر عجیبی بر اطرافت می گذارد و تورا مانند جت به پیش می راند. یک لحظه به داستان که گفتم فکر کنید و ببینید آیا افرادی که در طول تاریخ زندگی خوبی داشتند و افراد فوق موفق بحساب می آمدند، روح کوچکی داشتند.

به مرکز کائنات نزدیک شو!

کسانی که کارهای بزرگ می کنند قطعا روح بزرگی دارند. طمانینه و آرامش درون باعث می شود که شما در مرکز قلبتان کائنات را حس کرده و نجواهای طبیعت و مرکز کائنات را براحتی حس و لمس کنید. سکوت از جمله تمرین های بسیار نادری است که همواره شما را به مرکز کائنات نزدیک می کند.

در زمانهای قدیم روزه سکوت از کارهایی بوده که بزرگان و عرفا همواره در آن کوشش و تلاش کرده اند. سکوت ذهن و سکوت زبان… تمرین سکوت ذهن تمرینی بسیار سخت و طاقت فرساست. زیرا نشخوارهای ذهنی همواره در حال تولید افکاری است که اعمال روزانه ما را در برمیگیرد.

چند روز قبل که می خواستم این تمرین را انجام دهم شروع کردم به ساکت کردن ذهنم و متوجه شدم که این همان تمرینیست که می تواند خودم را با درونم بیشتر آشنا کند. دوستم شروع کرد به غرزدن و توهین به یکی دیگر از دوستان… فوری ذهنم را بسوی دیگری چرخاند. متوجه شدم که این تمرین واقعا تمرین بسیار سختی است که از عهده هرکسی بر نمی آید.

در دیدگاه عامیانه، سکوت همان است که بدون حرف زدن بنشینیم و چیزی نگوییم. این نوعی سکوت است. اما سکوتی که منظور ما هست، نیست. 

اگر به چشمانتان اجازه دیدن هر چیزی را ندهید، این سکوت چشم است. نگاه به اخبار ناخوشایند می کنید و اجازه می دهید به راحتی در ذهنتان نفوذ کند. چگونه به این موارد می توان سکوت گفت.

اگر به گوش‌هایتان اجازه شنیدن صداها را ندهید، این در واقع سکوت گوش است. بسیار اتفاق افتاده که در جمعی هستید و صحبت از یک فردی به میان می آید که در بین شما نیست. در مورد بدی های او شروع به حرف زدن می کنند. درون وجودتان اگر پالایش و صافی ذهنی قوی داشته باشید این حرف ها مانند اینست که با لباسهای سفید وارد آب گل آلودی شده اید و این بدترین احساسی است که می توانید داشته باشید.

اما چیزی که بیش از هر چیز ارزش دارد و ما در پی آنیم، سکوت ذهن خروشان است. شما ممکن است به قولتان برای رعایت سکوت عمل کنید؛ اما ذهن در سکوت، تصاویر و اشکال خودش را می‌سازد. همان رادیوی ذهنی و کاست ضبطی که ممکنست قدرت منفی بینی و منفی اندیشی زیادی داشته باشد. اما این دست اراده خودتان است و نیاز به تمرین دارد.

 قوه تخیل، تعقل، تصور و بسیاری از کارکردهای دیگر مغز مدام و پیوسته مشغول به کار هستند. گاهی ایده های قوی و موثر برای خود و دیگران و گاهی افکار مخرب و محدودکننده. هرچه بیشتر تمرین کنید نتیجه بهتری می گیرید. از هرنوع که شما بخواهید.

کنترل

کنترل زبان به دنبال کنترل ذهن می آید. وقتی نتوانی ذهنت را کنترل کنی قطعا از عهده کنترل زبان هم بر نمی آیی و هر دو اینها به هم وابسته هستند. بر همین اساس رسول خدا (ص) می‌فرماید: « انّ اکثر خطایا ابن آدم فی لسانه؛ قطعاً بسیاری از گناهان انسان از ناحیه زبان او است.»

به شما پیشنهاد می‌کنیم این مهارت مثبت را حتماً به کار ببرید و اثرات مثبت آن را ببینید. با خود تمرین کنیم کمتر حرف بزنیم و بیشتر گوش بدهیم. وقتی سکوت می‌کنیم و در باب موضوعی فکر می‌کنیم می‌توانیم عکس‌العمل‌های مناسب تری از خود نشان دهیم. می‌توانیم رفتار و گفتاری داشته باشیم که باعث خوشنودی خود و مخاطب ما باشد.

پاسخی بگذارید