اعتماد به نفس در محیط کار

چند روز قبل یکی از دوستانم که در حوزه آموزش مشغول به فعالیت است به من پیشنهاد داد که مقاله ای برای ارتقاء عملکرد شاغلان حرفه های مختلف بنویسم. اوائل کمی مقاومت کردم اما متوجه شدم که یکی از بحث های اصلی در محیط های شغلی بحث اعتماد به نفس است. لذا تمام تمرکزم را بر این مقاله گذاشتم تا بتوانم مقاله ای حاوی اطلاعاتی جالب در خصوص اعتماد به نفس بنویسم.
با توجه به مشغله فراوان در حوزه کاری و همچنین آموزشهایی که در طول هفته برای خود درنظر گرفته ام،  بیش از یک هفته زمان نیاز بود تا با بازکردن جزئیات این موضوع مقاله خوبی را تالیف کنم و مقاله حاضر چکیده اکثر مباحثی است که در این مورد به ذهنم رسید.


به دنبال روح شغل خود باشید

دوستی داشتم که دائم از شرایط بد شغلی خود می گفت و در هر حالی که او را می دیدم غرزدن را فراموش نمی کرد. شغلش پرستیژ اجتماعی خوبی داشت و درآمد خوبی را هم عایداو می کرد. مشورت کردن جزئی از خصلت او شده بود و فکر می کردم به این شرایط عادت کرده است. در صحبتهای او متوجه شدم او به شغل دیگری علاقه دارد و تنها برای دریافت حقوق و مقرری تلاش می کند و هدفش از این شغل تنها گذران روزها و شبها به امید دریافت ماهیانه اش است.

به او گفتم که دلیل اینکه به کارت علاقه نداری چیست؟! متوجه شدم که این شغل مناسب روحیات او نیست و در مواقع بحرانی بسیار سردرگم و آشفته می شود. او برایم صحبت می کرد که سالهاست فقط در حیطه تخصصی خودم کار کرده ام و از آنجا که این شغل با حیطه تخصصی من فاصله دارد لذا بدلیل عدم علاقه بعضی کارها را بسیار سهل می گیرم.

در پیداکردن شغل مورد نظر خود عجله نداشته باشید. این موضوع اولین عامل در اعتماد به نفس و ارتقاء و پیشرفت شغلی بحساب می آید. ممکنست که شغلی را پیدا کنید که با تخصص و حرفه و علاقه شما همخوانی نداشته باشد لذا در آن هم توفیق کمتری نصیبتان خواهد شد. کلید کار، پیدا کردن شغلی است که شما را شادتر میکند. 

خودتان را در حرفه ی موردعلاقه ارتقاء دهید

سال ۱۳۸۹ یعنی درست بعد از فراغت از تحصیل و گرفتن مدرک کارشناسی ارشد تصمیم گرفتم که دیگر ادامه تحصیل ندهم و به فکر اشتغال باشم تا هم بتوانم از عهده مخارج زندگی برآیم و هم اینکه بتوانم با استفاده از حقوق و ماهیانه ای که دریافت می کنم به لحاظ مهارتهای آموزشی پیشرفت کنم.

در آزمون شرکت کردم و کلی ماجرای دیگر که در کتابم استاد تغییر به طور کامل آن را شرح داده ام و موفق به کسب شغلی شدم که مدتها در پی کسب آن بودم و از این به بعد به عنوان یک کارمند محسوب می شدم. شروع به کنکاش و جستجوی مقالات و مطالب متنوع در مورد کارمندان کردم تا بتوانم علاوه بر آشنایی عملی با محیط اداری به لحاظ تئوریک هم بتوانم خودم را ارتقاء بدهم.

عمده مطالبی که دائم در حال مطالعه آنها بودم مربوط به نحوه و آداب رفتارو نحوه برخورد با ارباب رجوع بود. شروع به مطالعه کتابهای عزت نفس کردم. وقتی وارد سیستم اداری شدم سعی کردم که آرام آرام پیشرفت خودم را نشان دهم و با قدرت شروع نکنم. احساس می کردم اگر با قدرت شروع کنم، بعضی از همکاران در مقابل فعالیتهای من مانع خواهند شد و این هم یک نوع ادراک اشتباه بود که در ابتدای شروع به کار مرتکب شدم.

خصلتهای خوب و بد در هر سیستمی وجود دارد. عمده احساس های خوب که در شما باعث پیشرفت در حوزه کاری و افزایش اعتماد به نفس می شوند عبارتند از خوش بینی نسبت به همکاران، انجام فعالیتهای مرتبط با حوزه کاری و پاسخگو و مسئولیت پذیری…اما همه این موارد باید به تفکیک بحث شوند تا شما بتوانید راهکارهای مناسب را در زمان مناسب برای خودتان  پیدا کنید.

خوش بینی نسبت به همکاران

گاهی اوقات در یعضی از شغلها  به دلیل ارتباط تنگاتنگ کارمندان وکارفرمایان یا مدیران  با یکدیگر سوء تفاهم هایی که ناشی از درک های مختلف است بوجود می آید. در صورتی که شما به منفی بینی عادت داشته باشید عمده مشکلات را در این می بینید که طرف مقابل دارای مشکلاتی در روابط با شماست.

اگر دراینگونه مواقع مثبت اندیشی را جایگزین کنید و در روابط خود بر نکات مثبت بیشتر توجه کنید هم حال و احساس شما بهتر می شود و هم دیدتان نسبت به مسائل بازتر و نگرشتان قویترمیشود و هم ظرفیت و آستانه تحمل تان در مقابله با هجوم افکار منفی در برخورد با دیگران بهتر خواهد شد.

صادق باشید

همکاری داشتم که دائم از این و آن بد می کفت و خودش را آنچنان خوب نشان می داد که گمان می رفت بهترین است. اما در عین حال می دیدم کسانی نیز از او بد می گویند، چرا که خودش این مورد را با صحبتهای خودش به دیگران القاء می کرد.

در واقع وقتی کسی پهلوی شما از بدی کسی می گوید مطمئن باشید از بدی شما نیز در جای دیگر خواهد گفت. پس مراقب باشید که در مورد دیگران چگونه فکر می کنید و چگونه کلمات را بر زبان می آورید. اگر دنبال این باشید که مچ کسی رابگیرید دیگر نخواهید توانست دست کسی را بگیرید. همین حالا این را بصورت عملی امتحان کنید. این روش اندیشیدن به شما حس بسیار قشنگی می دهد.

برای عشق کار کنید نه برای مقرری!

سعی کنید کارتان را با تمام وجود انجام دهید و بدانید که هر کار خیری برای کسی بکنید و قدمی را برای کسی بردارید، قطعاً نتیجه آن را در زندگی خواهید دید. مراجعی داشتم که  پیرزن  ناتوانی بود که با تلاش راه می رفت.

وقتی او را دیدم به یاد مادرم افتادم و با توجه به اینکه پله ها را نمی توانست بالا برود، تصمیم گرفتم تمام کارهای اداری او را شخصاً انجام دهم. فوق العاده حس و حال قشنگی داشتم. از اینکه توانسته بودم او را کمک کنم خیلی خوشحال بودم.

 شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که کسی را کمک کرده باشید که سن بالایی داشته باشد و در آخر هم با جمله« خدا خیرتون بده» شما را بدرقه کرده باشد. تا وقتی که به دیگران عشق بدهید مطمئن باشید دیگران نیز با نثار عشق به وجودتان انرژی می دمند. این احساس های زیبا وقتی با هم جمع شوند به شما اعتماد به نفس و عزت نفس می بخشند.

پاسخگویی و مسئولیت پذیری

سال ۱۳۸۹ زمانی که میخواستم ترم آخر کارشناسی ارشد را طی می کردم و بعد از تحمل سختی زیاد به تهیه و تنظیم پایان نامه رسیدم. در تنظیم پایان نامه سعی کردم از منابع دست اول انگلیسی زبان استفاده کنم تا بتوانم با توجه به علم روز و دانش های مدرن در تنظیم پایان نامه بهره کافی ببرم و دیگران نیز از این اطلاعات استفاده بهتری ببرند.

شروع به ترجمه متون انگلیسی کردم و کتابها و مقالات متعدد را مطالعه کردم. پس از ترجمه متن نیز شروع به تایپ کردم و نوشتن مراجع و رفرنس های انگلیسی را که بسیار وقت گیر بود انجام دادم. پس از نوشتن پایان نامه و دفاعیه نفس راحتی کشیدم.

این سرسختی در مسیر و استمرار نتیجه بسیار خوبی برایم داشت. دقیقا سه ماه بعد از دفاع و فراغت از تحصیل و گرفتن مدرک ارشد بود که یکی از اساتیدم که پروژه ای را گرفته بود با من تماس گرفت و به من گفت که نیاز است از شما در این پروژه همکاری بگیرم. آن استاد به من گفت:« وقتی که پایان نامه شما را مطالعه کردم متوجه شدم که به انگلیسی مسلط هستید برای همین اولین کسی که به ذهنم خطور کرد شما بودید!»

این قبول مسئولیت در تهیه و تنظیم پایان نامه باعث شد که بعدها نتیجه و پول خوبی عایدم شود که با این پول بسیاری از اهدافم به راحتی تیک خوردند. وقتی مسئولیت چیزی را قبول می کنید باید در جهت رشد خودتان و مجموعه کارهایی انجام دهید که نشان بدهد مسئولیت پذیر هستید. هنگام قبول مسئولیت می بایست به تبعات آن چه خوب و چه بد، خوب فکر کنید تا بتوانید با آنالیز شرایط با آن بخوبی کنار آیید.

وقتی قبول مسئولیت می کنید و کارهایتان را بخوبی انجام دهید به شما بیشتر اعتماد می کنند و کارهای بیشتری را به شما محول می کنند. در نتیجه شما تجارب بیشتری بدست می آورید و این تجارب باعث می شوند که شما بیشتر توجه کنید.

در شکست عقب نکشید

یک شکست شغلی می‌تواند بر اعتماد به نفس ما تاثیر منفی بگذارد و می ‌تواند در هر لحظه از زندگی ما رخ دهد.

گاهی اوقات علیرغم تمام فعالیتهای مثبتی که در مجموعه خود انجام می دهید اما روال کار به گونه ای که می خواهید پیش نمی رود. هرآنچه را که زحمت می کشید ممکنست با اشتباهی کوچک نادیده گرفته شود. شما می خواهید بهترین باشید اما به آن شکل که مدنظر شماست پیش نمی رود.

در این مواقع فقط باید به فکر رفع سوء تفاهم های ایجاد شده بین خودتان، همکاران و یا کارفرمایتان باشید. و این موارد انرژی زیادی از شما می گیرد اما با حل مساله شما بازدهی خود را افزایش می دهید.معمولا آنچه از این بحران یادگرفته اید بعدها به دردتان خواهد خورد.

 به دلیل یک اشتباه بسیار کوچک ممکنست که از روند پیشرفت رو به جلو باز ایستید اما همیشه به این منوال نخواهد گذشت. تمرین  سرسختی در هر تجربه ای بصورت دائم ممکنست شما را به یک آدم سرسخت تبدیل کند.

 در دانشگاههای آمریکا بر روی دو دسته موش آزمایشهایی انجام شده که بسیار قابل توجه است. در این
آزمایش به تعدادی از موشها در قبال دریافت بسته غذایی شوک های متعدد الکتریکی وارد کردند. در قبال هر ۲۰ شوک الکتریکی یک بسته غذایی  دادند و به دسته دیگر موشها نیز شوک های کمتری دادند. یعنی پس از ۵ شوک الکتریکی به آنها بسته های غذایی را دادند.

بار بعد که فاصله و تعداد شوکها را بیشتر کردند دسته اول از خود مقاومت بیشتری نشان دادندو در مقابل شوکها و همچنین نرسیدن بسته های غذایی تحمل بیشتری داشتند.  

از این آزمایش چنین استنباط می شود که ما هر چه بهتر و بیشتر در مقابله با سختیهایی که برایمان پیش می آید مقاومت کنیم و در حل مساله و مسائل خود تلاش بیشتری نشان دهیم جوابهای بهتری خواهیم گرفت و در مقابل رویدادهای بدتر نیز تصمیم گیری ما بهتر از کسانیست که کمتر این موارد را دیده اند.

وظایف خود را بخوبی انجام دهید

سعی کنید وظایفی که به شما محول شده را بخوبی انجام دهید. در دوران دانشجویی دوستی داشتم که فوق العاده فعال بود اما یکی از ایرادهای جدی او دخالت در کار دیگران بود.  تنها توجیه او برای این کار این بود که دلش برای مجموعه می سوزد.

یک روز که بچه های گروه تصمیم گرفتند به اردو بروند او را خبر نکردند. دلیلش را ازآنها پرسیدم آنها گفتند که وی آدم فضولی است و در کار دیگران دخالت می کند و مایه نارحتی ما می شود لذا به او نگفتیم. او هم به شهرستان سفر کرده بود.

در محیط کار نیز اینگونه افراد وجود دارند. تنها به وظایفی که به شما داده می شود عمل کنید در همان کار شما خبره می شوید. در بعضی از کشورها کسانی که وارد تخصصهای دیگران  می شوند و یا بعبارتی فضول هستند را انسانهای «غیرمعمولی» یا آبنرمال می گویند. یعنی کسانی که به آنها ربط ندارد اما فضول هستند. این افراد  به دلیل اینکه به کارهایی غیر از تخصص خود می پردازند افرادی هستند که در کار خود نیز غیرمتخصص هستند.

تفریح را فراموش نکنید

معمولا مجموعه هایی که غیر از حرفه خود به کارهای تفریحی نیز می پردازند از انرژی و صمیمیت بیشتری در محیط کاری خود برخوردارند. همکاری داشتم که فوق العاده به تفریحات سالم اهمیت می داد. عاشق ماهیگیری و کوه پیمایی بود. سراسر شور و نشاط بود. وقتی سلام میکرد آنچنان انرژی در وجود او بود که آن را احساس می کردیم.

تفریح و سرگرمی را بعنوان یک فوق برنامه فراموش نکنید. حرفه ای ترین مدیران و کارفرمایان کسانی هستند که برای مجموعه خود سرگرمی و تفریح تدارک می بینند و با کارمندان و کارگران خود تفریح می کنند. این عامل تاثیر بسزایی در پرورش اعتماد به نفس و عزت نفس زیرمجموعه دارد و باعث رشد و پویایی آنها می شود.

بعضی کارفرمایان از این کار واهمه دارند و می گویند که زیر مجموعه دیگر از ما حساب نمی برند. درصورتی که یکی از فرصتهای اصلی در افزایش صمیمیت و کارآیی پرسنل همین تفریح با زیرمجموعه شماست.  

در پایان نیز یادآور می شود که عزت نفس و اعتماد به نفس دو موضوع جدا از هم اما وابسته به هم هستند. عزت نفس یعنی اینکه شما بدانید که ارزشمند هستید. اما اعتماد به نفس محصول عزت نفس است. یعنی هرچه شما عزت نفس بیشتری داشته باشید قطعا اعتماد  به نفس هم دارید.

پاسخی بگذارید