نه عامل مهم موفقیت در زندگی فردی:

از سال ۱۳۸۵ تا به حال کتابهای زیادی در خصوص موفقیت فردی و ایجاد انگیزه در زندگی مطالعه کرده ام. در بعضی از مقاطع زندگی مهارتهایی که از این نوع کتابها عاید من شده یا تمریناتی که از طریق این کتابها انجام داده ام تجارب مفیدی در اختیارم قرار داده است. نمی گویم که می توانم نسخه های موفقیت را بپیچم اما توانسته ام  در بسیاری از مشکلات زندگی ام پیروز شوم.

آیا فکر می کنید در زندگی خود موفق بوده اید یا اینکه از زندگی خود بهره چندانی نبرده اید؟! شاید خود را یک شکست خورده تمام عیار بدانید شاید هم خودتان را برنده زندگی و رویاهایتان بدانید.

گاهی اوقات احساس تان بسیار عالی است و بعضی اوقات دل و دماغ صحبت با کسی را هم ندارید. اما باید بدانید که یک احساس خوب را می توانید حتی هنگام بعضی از بحران های زندگی خویش تجربه نمایید.

این بستگی به خودمان دارد که چگونه با یک رخداد یا رویداد روبه رو شویم. همه انسانها فارغ از اینکه چه کار یا مهارتی دارند می توانند به مقابله با احساسهای بدی که ناشی از افکار منفی است بپردازند.

عواملی که باعث می شوند شما در زندگی موفق باشید را در ادامه خواهید خواند:

  1. متعهد باشید:

اگر فکر می کنید که در زندگی خود بهره چندانی نبرده اید به عوامل زیر فکر کنید و در صورت امکان آنها را در زندگی پیاده سازی کنید. نتایجی که بعد از آن در زندگی تان پدیدار می شود، نشان دهنده عمق تعهد شما به انجام این فعالیتهاست و بعد از آن ممکنست نتایجی به بار می آید که شما را شگفت زده خواهد کرد!

در رسیدن به اهداف خود همواره عامل تعهد نقش اول را بازی کرده است. وقتی شما متعهد باشید مسئولیت پذیر خواهید شد و این عامل تاثیر بسزایی در موفقیت های پیش روی شما خواهد داشت.

  • توجه به مهارتهای فردی:

اینکه درکجا زندگی می کنیم و یا چقدر سن داریم و اهداف ما چیست یا اینکه آیا بیشتر اهداف  را برای رسیدن به شادی و موفقیت نامحدود می کنیم، فرقی نمی کند. همه ما آمده ایم که موفقیت را تجربه کنیم.

 بنظرتان کلید موفقیت بیشتر مربوط به دارایی افراد است یا ساختن یک برند برای خود. برای خودتان یا برای برند خودتان شخصیت قائل باشید تا بتوانید در زندگی تان پیروزمندانه فاتح قله های زندگی باشید. برند شما می تواند شخصیت شما باشد یا رفتار شما یا تجاربی که در زندگی دارید.

همه این موارد به این بستگی دارد که شما احساسات خود را بشناسید، زندگی هدفمندی داشته باشید و از لحظه اکنون لذت ببرید .

وقتی که در زندگی خودم به تضاد می خورم بیشتر دوست دارم احساسم خوب باشد و در دل با خدای خودم صحبت کنم. بعضی وقتها فکر می کنید که باید با شخص خاصی روبرو شوید یا جمله ای شما را تغییر دهد اما تاخودتان  نخواهید نمی شود.

دوره دبیرستان عجب رویدادهای قشنگی داشتم. در خیلی از دوره های تحصیلی نمی توانستم در نمره ورزش نمره بالایی بگیرم. برای اینکه یا مسابقه دوومیدانی داشتیم یا مسابقه بسکتبال یا فوتبال. برعکس دیگر همکلاس هایم که تمام هم و غم آنها گرفتن نمره بالا از این درس بود تا بتوانند بقیه دروس را جبران کنند تا معدل خود را بالا بکشند.

اما یادم می آید کلاس دوم دبیرستان بودم و امتحان ورزش داشتیم. نمرات خوبی را در طول ترم تحصیلی کسب کرده بودم. برای همین نمی خواستم که نمره ورزش را کمتر از دیگر نمرات بگیرم. با دبیر مربوطه صحبت کردم و با او یک شرط گذاشتم. در آن دوران هم کلاسهایم نمی توانستند بیشتر از ۱۵ بارمیله بارفیکس را بالا بروند. به دبیر مربوطه گفتم اگر بتوانم رکورد بارفیکس را بیشتر از بقیه بزنم نمره من ۲۰ می شود؟!

دبیرمربوطه قبول کرد و بسیار خوشحال بودم که می خواهم در مهارتی که بلد هستم، تست شوم و جواب پس بدهم.

دقیقا روی همین مهارت که قبلها بارها و بارها تکرار کرده بودم تمرکز کردم.

۳- تا رسیدن به هدف ناامید نباشید:

صبح روز امتحان وقتی همه دوستانم سرکلاس رفتند یک ساعت از کلاس گذشته بود. از دبیر ادبیات اجازه گرفتم تا آبی به سر و صورت خود بزنم و میله بارفیکس را هم بالابروم تا قبل از امتحان خودم را تست کرده باشم و میزان توانایی خودم را هم بسنجم!! وقتی میله بارفیکس را لمس کردم سرد بود.

ساعت موعود فرا رسید. تمام همکلاسی ها و خیلی از بچه های مدرسه دور میله بارفیکس حلقه زده بودند. چند نفر از دوستانم از میله بالا رفتند و ۲-۷ بار میله را بالا رفتند. نوبت من بود. تمام سعیم را کردم و علیرغم خستگی بدون کمک دوستانم از میله بارفیکس بالا رفتم.

با تشویق دوستانم شروع کردم به بالا رفتن از میله بارفیکس. بعد از ۷ بارفیکس و رکورد شکنی شمارش دوستانم هم شروع شده بود…۸…۹…۱۰…۱۱٫٫ نفس ام بالا نمی آمد اما باید ادامه می دادم تا زمانی که کسی نتواند به رکوردم دست پیدا کند. تشویق ادامه داشت.

و همین طور ادامه دادم. ۲۸…۲۹…۳۰ و تمام!!!  رکوردی در دبیرستان و بهتر است بگویم در مدارس شهرستان شکسته شد!

سالها بعد وقتی که در اتوبوس به مقصد اهواز در حرکت بودم یکی از دوستان هم دوره ای دبیرستان کنار دستم نشست و از رکوردشکنی ام گفت. واقعا بعد از مدتهای مدید هم که باشد بازهم برایتان شیرین خواهد بود.

چقدر زیباست وقتی که برنده مسابقه ای باشی که باتلاش و همت خودت آن را به سرانجام رسانده باشی. یعنی منتظر کسی نباشی. یعنی منتظر رویدادها نباشی. منتظر شانس نمانی. منتظر کسانی نمانی که بیایند و دستت را بگیرند. خودت باشی…

 در زندگی خودتان منتظر کسی نباشید که فرشته نجات زندگیتان باشد.

۴- با تصویرسازی زیبا عمل کنید:

از سن پایین عاشق ورزش و تحرک بودم و در عالم خود در قامت یک بازیکن حرفه ای بودم. علیرغم اینکه با پای معلول نمی توانستم بخوبی بدوم، اما وقتی کارتون فوتبالیستها را می دیدم باعشق و انگیزه بیشتری خودم را در قاب تلویزیون بجای بازیکنان کارتونی تصور می کردم.

آنقدر صحنه های فوتبالی را تکرار می کردم که وقتی به زمین فوتبال یا به خیابان برای بازی فوتبال با همسالان می رفتم چنان شیرجه های بلندی می زدم که زخم های پاها و دستانم را به هیچ وجه حس نمی کردم.

۵-اهداف خود را بصورت جزء به جزء بنویسید:

در ادامه بحث به شما نشان میدهم که چگونه به موفقیت های روحی و جسمی خواهید رسید!

– لیستی از اهداف خود را بنویسید و اینکه چگونه میتوانید به این اهداف برسید.

مطمئن باشید برای رسیدن به اهداف کوتاه مدت و بلند مدت و برای اهداف مالی تان میبایست یک محدوده زمانی در نظر بگیرید. مثلا برای امسال میخواهم ۴۰ میلیون درآمد داشته باشم که به ازای هر ماه حدود ۲ میلیون خواهد بود.

به شما قول میدهم اگر اهداف خود را بر روی کاغذ بیاورید قطعا به بیشتر آنها خواهید رسید برای آنکه خودتان را متعهد به انجام می کنید!

سالهاست این کار را بعنوان یک تکلیف انجام می دهم و فرصتهای زیادی را در زندگی خود و اطرافیانم بوجود آورده ام.

سال ۱۳۸۱ برای اینکه بتوانم در کنکور قبول بشوم یکی یکی قدم ها را برای رسیدن به این موفقیت (که در تاریخچه زندگی خیلی از افراد اتفاق می افتد) را نوشتم. تعداد کتابهایی که باید مطالعه می کردم.

دروس عمومی و اختصاصی، زمانهای مطالعه بصورت دقیق، تایم های استراحت و جایزه دادن به خود، ضریب دروس، دروس مهم و دروس با اهمیت بیشتر، مطالعه بیوگرافی افراد موفق کنکور، تحلیل برنامه ریزی آنها و کتابهای کمک درسی و تستی.

با این برنامه ریزی تعهد و مسئولیت قبول شرایط پیش آمده و سختیهای آنها را هم پذیرفتم. استارت کار از اسفندماه شروع شد یعنی ۱۲/۱۲/۸۱ واز این زمان دقیقا ۴ ماه فرصت داشتم که شاهکار زندگی خودم را خلق کنم. اما میدانستم اگر همین برنامه ها را اجرا کنم، قطعا نتیجه اش را خواهم گرفت.

 بعد از ۴ ماه سختی بالاخره نتیجه ای گرفتم که خیلی ها در حسرت آن بودند. دقیقا کارهایی را انجام دادم و نتیجه ای گرفتم که خیلی ها نگرفتند. خیلی ها از انجام این تکالیف سرباز زدند.
بعد از نوشتن اهداف از خودتان بپرسید چه کاری انجام دهم تا بتوانم به جایی یاچیزی که می خواهم برسم.

۶-استمرار داشته باشید:

بعضی وقتها هم خسته می شوید. اما اگر شما دایما خودتان را خسته تصورکنید و با خیال بافی در مورد آینده یا گذشته خود، برای پایان روزتان شمارش معکوس داشته باشید احتمال آن می رودکه شما نتوانید کارهایتان را بخوبی انجام دهید. 

همه ما لحظات سخت را در زندگی خود تجربه کرده ایم. بعضی از انسانها خود را در این لحظات تنها تصور می کنند. نیاز به حمایت گری در آنها زیاد می شود و می خواهند که دیگران به آنها توجه کنند. توجه و حمایت در این زمان می تواند به عنوان مرهمی موقتی باشد تا زمانی که ما بتوانیم این مشکل را مرتفع نماییم. معمولا کسانی که در این لحظات مورد حمایت قرار گیرند در آینده کمتر دچار طوفانهای روحی و روانی خواهند شد. مشارکت با دیگران یکی از راهکارهای قوی در حل مشکلات است به شرط آنکه بدانید با چه کسانی مشورت می کنید.  

۷- کشف نیروی زمان:

قدر زمان خود را بدانید و به چیزهایی که علاقه دارید بپردازید. 

مثلا آخرهفته را به تفریح بروید یا در خانه خود تلویزیون نگاه کنید و در کنارخانواده تان باشید.

کنکور ۸۲که تمام شد باری از دوشم برداشته شد. شروع کردم به انجام کارهایی که علاقه داشتم. کتابهایی که دوست داشتم بخوانم. تفریح هایی که دوست داشتم انجام بدهم. شنا و استخر، ورزشگاه و دیدن مسابقات فوتبال، تمرین های ورزشی، با دوستانم به بازار می رفتم.

۸- برنامه ریزی بتنهایی کافی نیست! اما مهم است:

اگر زمانی شخصی به شما مراجعه کرد و از شما درخواستی داشت که از عهده تان خارج بود، صادقانه به او بگویید که نمی توانید آنرا انجام دهید.

در کتابخانه ای درس می خواندم و در آن کتابخانه دوستان زیادی پیدا کرده بودم. سال اول که در آزمون سراسری شرکت کرده بودم، نتوانستم قبول شوم. پس از این عدم موفقیت تصمیم گرفتم به شهر اهواز مهاجرت کنم تا بتوانم بدون اینکه صحبتهای دوستانه مرا به خود مشغول کند خودم را برای کنکور آماده کنم و این ترفند به خوبی جواب داد.

 باتوجه به روابط عمومی بالا، بخوبی با دیگران رابطه های صمیمی برقرار می کردم و روابطی که دارم را براساس احترام متقابل بنا کرده بودم. در فضای جدید تمام سعی ام بر این بود که بتوانم این روابط صمیمی را محدودتر کرده تا بتوانم تمرکز بیشتری را بر مطالعه دروس خود بگذارم.

۹-برنامه های خود را تا حد امکان کنسل نکنید.

تمام دروسی که مطالعه می کردم براساس برنامه های از قبل تنظیم شده بود. برای روز بعد می دانستم که باید چه دروسی را مطالعه کنم. هیچگاه برنامه های درسی خود را تعطیل نکردم.

به تعهدات خود پایبند بودم و تا حد امکان آنها را نوشته و جلوی چشمانم قرار داده بودم.

بهمین دلیل شب قبل فقط دروسی را مطالعه می کردم که در طول روز خوانده بودم . با خودم فکر میکردم آیا مطالبی که مطالعه کردم به دردم می خورد یا اینکه فقط وقت خود را تلف کرده و روخوانی کرده ام.

 این مورد بسیار جواب داد و در پایداری مطالب در ذهنم تاثیر فوق العاده ای داشت. شروع خوبی که در مطالعه دروس داشتم و تست هایی که بعد از یک هفته مطالعه برای خودم طراحی می کردم در مهارت مطالعه تاثیر بسزایی داشت.

در هرکاری که انجام می دهید و هر تخصصی که دارید سعی کنید که مهارتهای خود را تست کنید. برای انجام هر مهارت و تخصصی، تعهد و پایبندی به اصول حرفه ای و اصلی مهمترین عامل در پیشروی و جلو رفتن و ایجاد انگیزه درونی شماست.

سعی کنید در تمام مراحلی که برای پیشرفت درزندگی در نظر گرفته اید ثابت قدم باشید. این ثبات و پایداری باعث می شود که علیرغم سختی در مسیر، موانع را نادیده بگیرید و به هدف نهایی خود هر آنچه که می خواهد باشد بیندیشید. آیا به دنبال کسب ثروت هستید. یا به دنبال پیشرفت تحصیلی یا به دنبال بهبود روابط خود با دیگران هستید. هر آنچه را که خواهان آن باشید به دست می آورید کافی است به اصول فکر کنید و پس از آن با راهنمای عملی به آن خواسته برسید.

این راهنمای عملی می تواند دفترچه اهدافتان باشد. می تواند برنامه هفتگی تان باشد یا می تواند استفاده از مشاوره ها و کوچینگ افراد متخصص باشد. آرزوی من برای شما کسب نتایج عالی در زندگیتان است.

امیدوارم همواره شادشاد و پرانگیزه باشید.

پاسخی بگذارید