خودارزشمند تو کدامست؟(راههایی برای کسب عزت نفس)

از یکسال قبل با کسی آشنا شدم که در یک مکان تجاری و فروش فرش مشغول به کار بود. تا اینکه یک روز نزدیک به اذان مغرب که مشغول وضو گرفتن بودم با من تماس گرفت. نمی توانستم جواب بدهم. وضو گرفتم و بعد با ایشان تماس گرفتم. بنده خدا محتاج پول بود. ایشان به من گفت: « انشاء الله وقتی که حقوق گرفتم آن را به شما پس خواهم داد.» از آنجا که به مساله بازگشت و تعهد حساس هستم سر قول و قرار ایشان حساب بازکردم و برای اینکه احساس کردم که نیاز دارد، هرچند خودم محتاج آن پول بودم تصمیم گرفتم مقداری کمتر از پولی که طلب کرده بود را به حساب ایشان واریز کنم و همین کار را هم کردم و البته برای اینکار هم دلیل داشتم.

وقتی شما به کسی پول قرض می دهید و از اینکه آن پول به شما بازگردد یا خیر مطمئن نیستید قطعا این کار را انجام نمی دهید. اما من بخاطر رفع مشکل این بنده خدا قبول کردم. اما کمتر به او کمک کردم که بداند پولی را که به او دادم، خودم هم احتیاج داشتم.

چندین ماه گذشت تا اینکه امروز باز هم دقیقا زمان نماز با من تماس گرفت و بدون اینکه از حساب قبلی حرفی زده باشد به من گفت که تنها تماس گرفتم که حال و احوالی از شما بپرسم! «دیدم خبری از شما نیست گفتم تماس بگیرم.»

اگر ایشان هنگام پرداخت پول به من می گفت که پول نیاز دارم؛ اما نمی توانم پس بدهم من می بخشیدم. اما چون پای تعهد به میان آمده بود ناگزیر بودم که با او مطرح کنم اما بازهم دلم نیامد. با خودم گفتم: « بنده خدا شاید احتیاج داشته و در حال حاضر ندارد. بگذار بار بعد که تماس گرفت به او بگویم همین که معرفت به خرج داد و جویای احوال ما بود جای شکرش باقیست.»

خداروشکر که بازهم ایشان سراغ ما را گرفت. خیلی خوشحال بودم.

دقایقی نگذشت که دو پیامک از ایشان آمد: «سیدجان سلام،  برای کمک به مستمندی نیاز به کمک داریم اگر کمک مالی می توانید برای ایشان کنار بگذارید تا برای خرید یکدستگاه  آبگرمکن اقدام کنیم.»

خیلی ناراحت بودم که چرا در همان تماس به من نگفته بود. من هم به او پیام دادم که معذرت می خواهم که نمیتوانم کمک کنم.

« هرچند دوست دارم به آن مستمند کمک کنم اما در حال حاضر برای من مقدور نیست.»

مثلا ضمانت کسی را می خواهید در بانک به عهده بگیرید اما به شخص مقابل خود اعتماد کامل ندارید و به دلایل مختلف مانند ضمانت یکی از دوستانتان در قبال این فرد مجبور به اینکار می شوید، سعی کنید که به طرف بقبولانید که این خواسته برخلاف میل شما و تنها برای رضایت دوست شما بوده است.

از زمان کودکی تا به حال همیشه فکر می کردم که هرچه بیشتر کار دیگران را راه بیندازم بهتر و بهتر شخصیت خودم را خواهم ساخت و خدا هم بیشتر از من راضی خواهد بود. هرکس کاری داشت به من مراجعه می کرد و من حتی اگر به ضرر خودم هم بود، انجام می دادم. با این کار فکر می کردم مرا بیشتر دوست خواهند داشت و موردقبول دیگران خواهم بود.

 غافل از آنکه هرچه بیشتر به خودم ضربه بزنم و خودم را بیشتر نادیده بگیرم بیشتر به نفس خویش ظلم کرده ام.

هر وقت کار خوبی برای کسی انجام می دادم و برای باردوم نیز از من درخواست می کرد که آن کار را برایش انجام بدهم اما آن کار را برایش انجام نمی دادم یا اینکه قادر به انجام آن نبودم هم او از من ناراحت می شد و هم من عذاب وجدان می گرفتم و خودم را سرزنش می کردم. در عین حال قبول دارم وقتی که از خود می گذریم برای ما فواید معنوی زیادی دارد. چنانچه در قرآن آمده است: «هرگز به رستگاری نمی رسید، مگر اینکه از آن چیزی که دوست دارید انفاق کنید.» 

اما گاهی اوقات که با کمال میل به کسی کمک می کنید انتظار بازخوردهای مثبت دارید. از آنجا که جهان ما محل بازگشت انرژی های ماست تقریباً برای اینکه جوابهای خوب از اعمال خود بگیریم، پرسشهای خوبی را به جهان ارسال می کنیم. این بازخوردها از افکار و اعمال گرفته تا شخصیت وانصاف می تواند باشد و در آنجا که می گویند: «الاعمال بالنیات» یعنی عمل ما نشات گرفته از افکار و نیتهای ماست واقعا درست گفته اند.

گاهی وقتها کارهایمان ما را مجبور به سرویس دهی مداوم می کند. وقتی شما وارد لوپ سرویس دهی شوید باز هم احساس می کنید که اگر یک کاری برای کسی انجام ندهید باید عذاب وجدان بگیرید یا خودتان را سرزنش می کنید.

در محیط اداری بارها برای من اتفاق افتاده که نه از سر وظیفه بلکه بخاطر نوع دوستی کارهایی را کردم که می بایست تکرار و تکرار شوند و هیچ بازخورد مثبتی نیز از سوی طرف مقابل ندیدم وقتی که شما کاری را برای کسی انجام دهید اما بازخورد خوبی نبینید روحیه خوبی نخواهید داشت. این نوع سرویس دهی باعث می شود که انتظارات از شما بالاتر رود. در اینصورت بیشتر و بیشتر خودتان را نادیده می گیرید. این کار باعث می شود خودتان را بکوبید . وقتتان برایتان ارزشمند نباشد آنگاه باید همین لوپ تکرار شود. در دایره ای از وظایفی می افتیدکه به شما ربط ندارد.

وقتی کاری را که بر خلاف میل شما باشد انجام بدهید و طرف هم لبخند اظهار رضایت بر لبانش بنشیند فکر میکند که وظیفه ماست و حق اوست که باز هم تکرار کند غافل از اینکه این کار را جهت رضایت حال خودتان انجام نداده اید بلکه برای رضایت خاطر او انجام داده اید.

 در اینجاست که خودتان را نادیده گرفته اید.

 البته این امر بستگی به ظرفیت طرف مقابلتان هم دارد. بسته به ظرفیت معنوی و شخصیت درونی افراد این سرویس دهی متنوع می باشد. برای اینکه گرفتار لوپ سرویسی دهی غیرمرتبط با خودتان نشوید، اولین کار این است که به شخص مقابل بگویید که هدفتان راه انداختن کار اوست و اینکار را برای رضایت حال او انجام می دهید نه اینکه از روی اجبار یا وظیفه باشد. خیلی راحت می شود این حرفها را زد و این امر نشان می دهد که شما چقدر اقتدار شخصیتی دارید و خودارزشمندتان هم خیلی برایتان ارزشمند است. این را در بعضی از بزرگان هم می بینیم.

یکی از تعاریف اصلی که از عزت نفس انسان نشات گرفته همین خودارزشمندی یا احترام به خویشتن است. خودارزشمندی مانند کلید برق است و چراغی که از خودارزشمندی روشن می شود، همان عزت نفس تان است.

بزرگان و اولیاء الهی به عزت نفس اهمیت زیادی می دادند. مقوله عزت نفس هم از خودارزشمند منفک و جدا نیست. در همین رابطه در مورد شناخت از خود و ارزشمندی خود بحثهای زیادی در ادیان مختلف از بودا گرفته تا دین مبین اسلام نیزصورت گرفته است.

سیره عملى پیامبران به ویژه پیامبر اسلام گواه این مسئله است. اینکه پیامبر عظیم الشان به پاکیزگی اهمیت بالایی می دادند. استعمال عطر و مشک و معطر بودن، مسواک زدن وپوشیدن لباسهای نیکو از جمله این فعالیتها بوده است.

پیامبرگرامی اسلام(ص) علاوه بر اینکه به بهداشت جسمانی توجه می کردند به بهداشت روانی نیز توجه فراوانی داشتند. ترغیب به ازدواج، ترغیب به تلاش و کوشش برای کسب دانش و پرداختن به امور اجتماعی از جمله این فعالیتهای روانی است که هم فردی بوده است و هم اجتماعی و این امر نشان دهنده وسعت آموزه های اسلام در پرداختن به امور فردی و اجتماعی است.

افرادی که خودارزشمند در وجودشان پربارتر است خصوصیات ظاهری و احساسی متفاوت تری نسبت به کسانی که در آنها حقارت نفس هویدا و پیداست، دارند. حالا به سراغ این مورد می رویم که اگر خودارزشمندی در وجودتان پررنگ شود چه خصوصیات ظاهری خواهید داشت:

  1. ایستادنتان استوار و کشیده است؛ مانند کسی که می خواهد سیبی را که از سقف آویزان است گازبزند.(حرکتی)
  2. همیشه به سر و وضع خود می رسید و پوشش تان مناسب با مکانی است که می روید.(حرکتی)
  3. استفاده از مسواک، شانه و عطر جزو ضروریات روزانه شما هستند.(حرکتی)
  4. هر دو روز یک بار استحمام را دارید.(حرکتی)
  5. صدایتان محکم و پرابهت خواهد بود. (حسی)
  6. خواسته خودتان را در لفافه نمی گویید. خیلی واضح می گویید که چه می خواهید.(حسی)
  7. علاقه به فرد مورد نظر را به راحتی ابراز می کنند.(حسی)

اینها تنها لیستی کوچک از مواردیست که هر فرد خدارزشمند و محترمی برای احترام به نفس خود دارد. عوامل متعددی وجود دارد که نشان می دهد شخص چقدر به ارزشمندی خود پایبند است یا خیر؟!

خودارزشمندی از اصول اعتماد به نفس و عزت نفس می باشد.

احساس خودارزشمندی از اساسی ترین مفاهیم در کسب عزت نفس آدمی بشمار می رود. وقتی ما به خودمان اهمیت می دهیم در واقع به روحیه و شخصیت درونی خود احترام گذاشته ایم. این امر سبب می شود که ما در انجام کارهای خود بهترین مسیر را برویم اگرچه آن مسیر بسیار طولانی باشد. وقتی این احترام به نفس در وجودمان ریشه بزند مطمئناً در نسلهای بعد از ما نیز اثرگذار خواهد بود.

اخیرا در علوم اجتماعی و روانشناسی و فلسفه نقش ژن ها در شکل گیری شخصیت و رفتار انسان و ماهیت روان انسان و فعالیت مغز نشان می دهد. مغز ما تنها مرکز پردازش کلیه اطلاعات فعالیت های انسان و پیچیده ترین دستگاه از اعضای انسانی می باشد… لوح سفید به عنوان یکی از معروفترین فرضیه هایی که فعالیت انسانی را شرح می داده است دیگر مورد قبول نمی باشد و پژوهشگران در تلاش برای کشف مکانیسم ها و فرضیه های دیگری هستند که فعالیت های پیچیده مغز انسان را قابل فهم نماید. این موضوع با توجه به وجود فرهنگ های مختلف و تشابهات فرهنگی، نقش ژنتیک را بیش از گذشته در رویش و پویایی فرهنگ و اخلاق نشان می دهد.  این امر با رشته روانشناسی فیزیولوژی ارتباط مستقیم دارد.

یکی از پیشرفتهای چشمگیر روانشناسی طی دهه های اخیر شناسائی و درک اهمیت نقش عوامل ارثی است . علم وراثت مانند کسانی که بیرون از گود نشسته و اظهارنظرهای سودمندی ارائه می کنند نیست . بلکه برای رونشناسی و سایر علوم رفتاری جنبه حیاتی دارد  . با این توضیحات متوجه می شویم در واقع این ما هستیم که سرنوشت اخلاق را در نسل بعد از خود به جای می گذاریم.

عزت نفس، اهمیت و احترام به خود، اقتدار شخصیتی، خودارزشمندی از مفاهیم اصلی اخلاقی و همینطور راههای کسب اعتماد به نفس می باشند. وقتی ما احترام به نفس را در خودمان به خوبی پرورش دهیم، از خود احساس مطلوب تری داریم و این عامل باعث میشود راندمان بهتری داشته باشیم.

مورد بعدی در افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس اینست که بدانیم هرکسی یک مهارت مرتبط با خود دارد و همه ما قطعا در زندگی خود فعالیتهای مهمی را انجام داده ایم. ممکنست در کار خود پیشرفتهای زیادی داشته باشیم یا اینکه در روابط خود با دیگران موارد مهمی را کسب کرده باشیم. به هرحال قدم هایی را در زندگی خود برداشته ایم.

سالها قبل برای بدست آوردن شغل به یکی از ادارات کل مرکز استان رفتم تا برای استخدام، درخواست خود را ارائه بدهم. در آنجا منشی و مسئول دفتر به من اجازه ورود ندادند. از آنجا که از قبل با ایشان از طریق یکی از دوستان هماهنگ شده بود لذا با توجه به این مورد به او گفتم که از قبل هماهنگ شده و ایشان کافیست این مطلب را به رئیس انتقال دهند که من در سالن انتظار نشسته ام. من به اتاق رئیس رفتم و در مورد شرایط خود توضیحاتی را خدمت ایشان عرض کردم.

 از آنجا که به مهارتهای خودم اعتماد کامل داشتم به راحتی مانند یک سخنران در حضور ایشان با دادن اطلاعات جدید در خصوص مغز و فعالیتهای آن بعنوان دستگاه پیچیده عصبی انسان به او گفتم که تنها تفاوت من و شما در این است که شما زودتر از من مشغول به کار شدید. مغز همه ما حجم یکسانی دارد و من بعنوان یک متخصص در برنامه ریزی می توانم ایده ها و مشاوره های خوبی را بدهم.

ایشان بعد از شنیدن حرفهای من و علیرغم اصرار به ماندن بیشتر در حضور ایشان قول دادند که در خصوص این امر مبادرت خواهند کرد که الحق و الانصاف هم سنگ تما گذاشتند. یکی از دلایل اصلی در افزایش عزت نفس مهارتهایی هستند که ما در طول رندگی مان به دست می آوریم. هرچه بیشتر بر مهارتهای خود تکیه کنیم اعتماد بیشتری در کار و حرفه و تخصص خود خواهیم داشت.

پس به مهارتهای خود ایمان بیاورید و در کسب مهارتهای بیشتر حتی کوچکترین کارها هم تلاش مستمر داشته باشید.

امیدوارم همواره شاد شاد و پرانگیزه باشید.

پاسخی بگذارید