حال و احساستان را زیبا نگه دارید

دوست عزیز و قدرتمندم سلام.

امیدوارم همواره شاد و پرانگیزه باشید.

هوا بشدت سرد بود و من برای اینکه به کلاس برسم مجبور بودم به گونه ای مسافرت کنم که با وسیله ای باشد که صبح زود آنجا باشم. قطار بهترین گزینه برای من بود؛ چرا که می توانستم راحت بخوابم و یا به مطالعه کتاب مشغول شوم.

سوار قطار شدم و با خیال راحت مشغول مطالعه شدم. در ایستگاه قطار اندیمشک دو نفر دیگر نیز سوار شدند. خلاصه کتاب «هنرمندانه بقاپید» نوشته کلئون را با استفاده از مایند مپ خلاصه نویسی می کردم که یکی از مسافران که اهل اهواز بودند ولی همسرشان اهل دزفول بودند و باماشین به آنجا آمده بودند از ایستگاه اندیمشک سوار شدند.

آقای عظیمی از دوستان مدرسه استادی بودند و از آنجا که دو مسافر دیگر خانم بودند از رییس قطار تقاضا کردند که جایشان را عوض کنند. رئیس قطار با آنها موافقت و جایشان را عوض کردند. من و آقای عظیمی بسیار خوشحال بودیم که می توانستیم به راحتی و بدون اینکه کسی را اذیت کنیم از خاطرات خود بگوییم.

صبح زود یعنی ساعت ۵ به ایستگاه تهران رسیدیم و تا شروع کلاس ۳ ساعت فرصت داشتیم برای همین بعد از خداحافظی با آقای عظیمی به منزل رفتم تا هم دوش بگیرم و هم اینکه سرحال تر به کلاس بیایم.

 در ایستگاه قطار به سراغ تاکسی ویژه رفتم. با اینکه فاصله زیادی تا مقصد نداشتم اما کرایه این مسیر بنظر گران می آمد.

با نارحتی زیادی سوار شدم که چرا کرایه وسیله نقلیه عمومی، اما دربستی چندین برابر سفر با اتوبوس شهری یا مترو می شود. در دل به خودم گفت تو که سوار شدی پس برای این بنده خدا که پولت را به او میدهی و اول صبح هنگام اذان صبح است برکت و روزی بطلب.

خیلی خوشحال بودم که برای کسی در اول صبح طلب رزق و روزی و برکت داشتم. تمام افکار روزم عالی بود چرا که اول صبح هم به ذکر الله یکتا مشغول شدم هم برای بنده ای از بندگان خدا طلب مغفرت و برکت داشتم. از این تصمیمات مهم فکری در طول زندگی بسیار اتفاق می افتد.  وقتی که ورودی ذهنتان در حال اجازه دادن به افکار منفی برای نفوذ می دهد، فوری خودتان را به موارد مثبت اتفاق وصل کنید؛ در این صورت شما فرصت کمتری را به افکار منفی می دهید تا بتوانند در مقابل افکار مثبتتان صف آرایی کنند.

پاسخی بگذارید