خلاصه کتاب آیین دوست یابی؛ اثر دیل کارنگی

خلاصه کتاب آیین دوست یابی اثر دیل کارنگی

کتاب آیین دوست یابی از دیل کارنگی یکی از کتابهای برتر در حوزه دوستیابی و نحوه رفتار انسانها در روابط انسانی است.

پیشگفتار این کتاب درمورد چگونگی شکل گیری کتاب و ایده نوشتاری آن می باشد. در قسمت مقدمه این کتاب که در مورد چگونگی استفاده بهینه از این کتاب می باشد نکات بسیار خوبی اشاره شده است.

این کتاب در ۳ قسمت که هر قسمت به  چندین فصل تقسیم شده  است.

قسمت اول در رابطه با  روشهای بنیادی در مراوده با مردم است که از سه فصل تشکیل شده است. قسمت دوم باموضوع شش راه برای جلب علاقه دیگران است که از ۶فصل تشکیل شده است. قسمت سوم با این عنوان میباشد که چگونه میتوان دیگران را با خود همفکر کرد که از ۱۲ فصل تشکیل شده است.

فصل اول :

درفصل اول از قسمت اول کتاب در مورد اینست که انتقاد سرزنش یا شکایت نکنیم… در این فصل با اشاره به اینکه اگر عسل میخواهی به کندوی عسل لگد نزن به ضررهای انتقاد و شکایت و داستانهایی در خصوص افراد جنایتکار معروف که خود را آدمهایی مهربان می پنداشتند و دوست نداشتند که مورد انتقاد قرار گیرند و خود را  از درون  بدون تقصیر می دانستند. کنفوسیوس میگوید: وقتی جلوی درگاه در خانه خودت تمیزنشده درباره برف روی بام همسایه شکایت نکن. این جمله در مورد اینست که ما زمانی میتوانیم از کسی انتقاد کنیم که خودمان این مشکل را نداشته باشیم. ما با موجوداتی سروکار داریم که احساس دارند موجوداتی که تعصبها برآنها حاکم است و غرور و منیت به حرکتشان وا می دارد.

فصل دوم :

فصل دوم در مورد صادقانه تعریف  کردن از دیگران است که تحت عنوان راز بزرگ تعامل بادیگران است. و داستانهای بسیاری در این فصل ذکر شده است. آرزوی مهم بودن و یا احساس اهمیت کردن یکی از تفاوتهای بارز انسان و حیوان است. انسانهای بزرگ جهان با استفاده از همین قانون توانستند که آثار بسیاری را خلق کنند. از دیکنز گرفته تا روزولت و حتی کسانی که مدل های لباس متنوع می پوشند ناشی از حس اهمیت داشتن و مهم بودن می باشد.تفاوت بارز آدمهای معروف جهان در حوزه افراد موفق تا افراد بدکار و جنایتکار در نحوه ارضای حس مهم بودن است. فکرش را بکنید اگر من وشما بتوانیم باتقدیر صادقانه از کارهایی که دیگران انجام می دهند همین حس مهم بودن را درآنها بوجود بیاوریم چه معجزاتی رخ خواهد داد. تمجید صادقانه یکی از اسرار موفقیت راکفلر در اداره افراد بود او هرگز سرزنش نکرد بلکه با تمجید ازآنان توانست در آنها ایجاد انگیزه کرده و کارآیی آنان را افزایش دهد. ما جسم کودکان و دوستان را سیر میکنیم در صورتی که از سیر کردن و تغذیه روح آنان نباید غافل بمانیم.

فصل سوم :

فصل سوم قسمت اول با این جمله آغاز می شود که  کسی که میتواند این کار را انجام دهد تمام دنیا را با خود دارد و آن که نمیتواند در جاده تنهایی گام بر میدارد. و این اصل را بیان می کند که اشتیاق به خواستن را در دیگری بوجود آورید. ما باید بادیگران در مورد علایقشان با آنها همصحبت شویم و درمورد چیزهایی که برایشان مهم است با آنها همکلام شویم. هنری فورد می گوید:« اگر یک راز موفقیت وجود داشته باشد، آن راز توانایی درک نقطه نظر شخص دیگر و نگرش به موضوعات از زاویه دید آن شخص و البته خودتان است». فراموش نکنید بیش از هرچیز اشتیاق به خواستن را در شخص دیگر بیدار کنید. آنکس که چنین کند تمام دنیا را باخود دارد و کسی که نتواند درجاده تنهایی گام بر می دارد.

قسمت دوم: شش راه برای جلب علاقه دیگران

فصل اول؛ این کار رابکن و همه جا جایت خواهدبود.

آلفرد آدلر روانشناس معروف می گوید «کسی که به همنوع خود علاقمند نیست بزرگترین مشکلات را در زندگی خود دارد و هم اوست که بزرگترین صدمات را به دیگران میزند. از ناحیه چنین آدمهاییست که تمام مشکلات بشر بوجود می آید.» همه ما اعم از اینکه کارگر باشیم یا کارمند اداری و یاحتی پادشاه یک کشور افرادی را که مارا مورد تحسین قرار میدهند دوست میداریم.  اگر میخواهیم دوست پیدا کنیم باید از خود بیرون بیاییم و کاری را برای دیگران انجام دهیم کاری که نیاز به وقت انرژی از خود گذشتگی و ایثار داشته باشد. اگر مایلید دیگران  شما را دوست داشته باشند ا گر مایلید دوستی صمیمانه و واقعی را بوجود بیاورید و اگر میخاهید همزمان با آنکه به خودتان کمک کنید به دیگران نیز کمک کرده باشید این اصل را هرگز ازیاد نبرید… « صمیمانه و بطور واقعی به دیگران علاقمند شوید».

فصل دوم؛ روش ساده برای ایجاد برخورد اول خوب

چارلزشواب پدر فولاد  دنیا شخصیت بسیار جذاب و  گیرایی داشت که یکی از تحسین برانگیزترین عوامل در شخصیت او لبخند جذاب و گیرایش بود. عمل بلندتر از حرف سخن میگوید.پروفسور جیمز وی مک کانل استاد روانشناسی دانشگاه میشیگان میگوید:« افرادی که لبخند میزنند قادرند بهتر اداره کنند، بهتر یاد بگیرند، بهتریاد بدهند، بهتر بفروشند و مهمترازهمه کودکان شادتری پرورش می دهند. اطلاعات بیشتری در یک لبخند وجود دارد تا در یک اخم. » لبخند اثر نیرومندی دارد، حتی وقتی دیده نشود. شاید شما بگویید که حس لبخند زدن در  شما وجود ندارد در این حالت چه باید کرد. اول خود را مجبور به لبخند زدن کنید. وقتی تنها هستید خود را وادارکنید  که سوت بزنید یا ترانه بخوانید یا آوازی را زیر لب زمزمه کنید. طوری وانمود کنید که واقعا گویی خوشحالید. و این کار شما را به سمت خوشحالی هدایت می کند. آنچه ما را خوشحال می کند این نیست که چه داریم یاکه هستیم بلکه اینست که ما چگونه در مورد آن می اندیشیم … لبخندهای ما نشان دهنده و پیام آور خوش قلبی و خیر خواهی ماست.لبخند هزینه ای ندارد امابازدهی خوبی دارد. در عین حال آن را نمیتوان خرید قرض کرد یا گدایی کرد یا دزدید زیرا چیزی تا داده نشود ارزش واقعی ندارد. اصل ۲ « لبخند بزنید».

فصل سوم: اگر چنین نکنید به دردسر می افتید.

راز موفقیت اندرو کارنگی چه بود؟ او را سلطان فولاد می گفتند ولی در عین حال دانش اندکی از ساخت فولاد داشت. صدها نفر برای او کارمیکردند که اطلاعاتشان از اندرو بیشتر بود اما او می دانست که چگونه با مردم کار کند و همین دانش بود که او را ثروتمند ساخت و از همان کودکی نبوغش را در سا         زماندهی و رهبری نشان داد. بخاطرآوردن و احترام گذاشتن به اسامی دوستان و آشنایان تجاری و کاری یکی ازاسرار موفقیت اندرو کارنگی بود. او به خود می بالید که میتواند بسیاری از کارگران ساده کارخانه خود را با اسم کوچک صدا بزند و این را از افتخارات خود می دانست. اصولا مردم برای اسمشان ارزش قائلند و به آن افتخار می کنند که می خواهند به هر قیمتی شده اجازه ندهند فراموش شود. کتابخانه ها و موزه ها بهترین و غنی ترین  مجموعه های خود را مدیون افرادی هستند که قد رت تحمل آن را نداشتند که نامشان از حافظه تاریخ پاک شود. اصل ۳( به یاد داشته باشید که اسم هرشخص زیباترین و مهمترین صدا در گوش اوست).

فصل چهارم؛ راه ساده ای برای خوش صحبت شدن

هیچ چیز به اندازه توجه به حرفهای طرف صحبت نمیتواند موثرباشد. تنها آدمهای مهم نیستند که شنونده های خوبی را ترجیح می دهند بلکه مردمان معمولی نیز همینطورند. بسیاری از مردم به دکتر زنگ میزنند درصورتی که نیاز به یک شنونده خوب دارند. اگر میخواهبد همصحبت خوبی باشید باید شنونده خیلی خوبی باشید. برای آنکه مورد توجه دیگران باشیدو جذاب بنظر برسید باید به مردم علاقه و توجه نشان دهید. اصل ۴( شنونده خوبی باشید و دیگران راتشویق کنید که درباره خودشان حرف بزنند.)

فصل پنجم: چگونه در دیگران تمایل ایجاد کنیم.

همیشه در مورد چیزهایی که دیگران تمایل دارند حرف بزنند توجه نشان دهید. و به چیزهایی که اشتیاق آنان را برمی انگیزد حرف بزنید. اصل ۵ ( درباره چیزهایی حرف بزنید که طرف دیگر به آن علاقه دارد.)

فصل ششم: چگونه دیگران را وادارید که فورا شما را دوست بدارند.

از خودتان بپرسید چه چیزی در او وجود دارد که میتوانم آن را صادقانه تحسین کنم. یک قانون در روابط انسانی وجود دارد که اگر از آن پیروی کنیم تقریبا هیچگاه به دردسر نخواهیم افتاد. همواره کاری کن که شخص دیگر احساس مهم بودن بکند. تمایل به مهم بودن مهمترین و عمیقترین نیاز طبیعت انسان است. ویلیام جیمز می گوید:« عمیق ترین اصل در طبیعت انسان آرزوی بی پایان او در مورد تقدیر قرار گرفتن است.» مسیح ع میگوید:« با دیگران همان کنید که دوست دارید باشما کنند.»

لذا بیایید این قانون طلایی را پیروی کرده و در مورد دیگران همان کنیم که میخواهیم آنها در مورد ما انجام دهند و به آنها همان بدهیم که میخواهیم به ما بدهند. اما چگونه؟ چه زمانی؟ در  چه جایی؟ پاسخ اینست:« به هرشکل  ، همیشه و در هرجا». دیزراییلی یکی از بی رحم ترین مردانی است که تاکنون امپراتوری انگلستان به خود دیده است او میگوید:« با مردم در باره خودشان حرف بزن و انها ساعتها به شما گوش خواهند داد.» اصل ۶ ( کاری کنید که طرف شما احساس امنیت کند و این کار را صادقانه انجام دهید.)

قسمت سوم: چگونه میتوانید دیگران را با خود همفکر کنید.

فصل اول: هیچکس در یک مجادله نمیتواندبرنده شود.

کسی که برخلاف میلش متقاعد شده است همچنان بر همان اعتقاد سابق باقی خواهد ماند. بنیامین فرانکلین می گوید :« اگر به مجادله برخیزید و علیه کسی به بحث بپردازید شاید گاه بتوانید پیروز شوید ا ما این یک پیروزی تهی خواهد  بود، زیرا هرگز نخواهید توانست نظر خوش و مثبت طرف مقابل را به خود جلب کنید.» و همینطور بودا گفته بود که نفرت با نفرت از بین نمی رود بلکه با عشق از بین می رود. به سگ راه دادن بهتر ازآنست که توسط سگ گاز گرفته شوی چون کشتن سگ هم نمی تواند جای گاز سگ را از بین ببرد.  اصل ۱: ( تنها راه بهره گیری بهینه از یک مجادله اینست که از آن اجتناب شود.)

فصل دوم: مطمئن ترین راه برای دشمن تراشی … و چگونگی اجتناب از آن

الکساندر پوپ: « انسان باید آموخته شود چنانکه به او نمی آموزید و چیزهای مجهول همچون چیزهای فراموش شده ارائه شوند.» گالیله: « شما نمیتوانید چیزی را به کسی بیاموزید تنها میتوانید به او کمک کنید خودش آن را دریابد.» هیچکس در آسمان  و نه در زمین و نه در آب هیچگاه باشما مخالفت نخواهد کرد اگر بگویید: من ممکنست در اشتباه باشم. بیایید حقایق را بررسی کنیم. اصل ۲( برای نقطه نظرات شخص دیگر احترام قائل باشید. هرگز نگوئید : تو اشتباه می کنی.)

فصل سوم: اگر حق با شما نبود نپذیرید.

داشتن شهامت برای اقرار به خطاهای خود با رضایت خاطر نیز همراه است. این عمل نه تنها جو خطاکار بود ن و حالت دفاعی را از بین می برد. بلکه غالبا به حل مشکل ناشی از خطا کمک میکند.

هر احمقی میتواند از اشتباهات خود دفاع کند و بیشتر احمق ها چنین می کنند. اما اقرار به خطاهای خود انسان ، خود انسان را برجسته می کند. و احساس حاکی از رضایت و بزرگی و تعالی را به انسان می بخشد. یک ضرب امثل قدیمی می گوید: با جنگیدن هرگز به اندازه کافی بدست نمی آورید بلکه با کوتاه آمدن میتوانید خیلی بیشتر از آنچه انتظار دارید بدست آورید. اصل ۳( اگر در اشتباهید بلافاصله و به تاکید اقرار کنید.)

فصل چهارم: یک قطره عسل

یک ضرب المثل قدیمی می گوید یک قطره عسل بیشتر از یک گالن زهرآب مگس به دور خود جمع میکند. بنابراین در مورد انسان نیز این امر صادق است اگر میخواهید اورا با خود همراه کنید باید ابتدا متقاعدش کنید که دوست صمیمی او هستید. بنابراین به او قطره ای عسل نشان دهید تا قلبش را برای شما تصاحب کند و سپس هر آنچه را میخواهید به او بگوئیدو این بهترین راه برای فائق آمدن بر منطق است.اصل ۴ ( به روشی دوستانه شروع کنید.)

فصل پنجم: راز سقراط

هنگام صحبت با مردم، صحبت را با چیزهایی که در مورد آنها اختلاف نظر دارید آغاز نکنید. همراه با تاکید و حفظ تاکید باچیزهایی شروع کنید که بر سر آنها با هم توافق دارید. در صورت انتقاد تایکد کنیدکه هردو خواهان یک نتیجه هستید و این که تنها اختلافاتشان بر سر روشها است نه هدف. یک سخنران ماهر سعی می کند در آغاز سخنرانی تعدادی جواب مثبت دریافت کند. این امر موجب می شود فرایند روانی شنونده ها در جهت مثبت حرکت کند. این روش یعنی دریافت پاسخهای مثبت روشی بسیار ساده است ولی در کمال حیرت می بینیم که اصلا مورد توجه قرار نمیگیرد. سقراط یکی از بزرگترین فلاسفه جهان است. او کاری کرد که معدود مردانی در طول تاریخ قادر به انجام آن بودند. اومسیر تفکر انسان را عوض کرد. و اکنون ۲۵ قرن بعد از مرگش او به عنوان داناترین انسان عادی که بر افکار جهانیان تاثیر گذار بوده شناخته میشود. چینیها ضرب المثلی دارند که حاوی قرنها دانش شرق است:« آن که آرام می رود بسیار می رود.» اصل ۵ : ( طرف مقابل را وادار به گفتن جوابهای مثبت بکنید.)

فصل ششم: سوپاپ اطمینان در حل و فصل گلایه ها

در صورتی که با کسی هم عقیده نباشید. ممکنست وسوسه شوید تاحرف آنان را قطع کنید. خطرناک است. وقتی که آنان همچنان فکرشان پراز عقایدی است که میخواهند بروز یابند، به حرفهای شما توجه زیادی نخواهند کرد لذا با صبر و حوصله و فکر باز گوش بدهید. در احساسات خود صادق باشید. صمیمانه رفتار کنید و آنها راتشویق کنید نظراتشان ر ا بطور کامل بیان کنند. اجازه دادن به این که شخص مقابل صحبت کند هم در موقعیتهای مربوط به خانواده و هم در تجارت موثر است. تقریبا هر فرد موفقی دوست دارد در مورد تلاشها و فعالیتهای اولیه اش به او یادآوری شود. اصل ۶( بگذارید طرف مقابل هرچه می خواهد حرف بزند.)

فصل هفتم: چگونه همکاری دیگران را بدست آوریم.

همه ما خیلی بیشتر ترجیح می دهیم که خودمان و به میل خودمان چیزی را بخریم یا کاری را انجام دهیم. همچنین دوست داریم در مورد خواسته ها آرزوها و افکارمان از ماپرسیده شود. رالف والدو امرسون در مقاله خود با عنوان « اتکا به خود» می نویسد: « در هرکار نبوغ آمیز، افکار طرد شده خودمان را تشخیص می دهیم که با نوعی وقار ناآشنا، به خود باز میگردند.» دلیل اینکه رودخانه ها و دریاها خانه صدها نهر کوهستانی هستند اینست که خود را پایینتر از آنها نگه داشته اند. بنابراین می توانند بر تمام نهرهای کوهستان حکومت می کنند. اصل۷: ( به دیگری اجازه دهید احساس کند که نظریه متعلق به خود اوست.)

فصل هشتم: فرمولی که برایتان اعجاز می کند.

سعی کنید آنها را درک کنید. فقط انسانهای عاقل بردبار و استثنائی می توانند این کار را بکنند. همیشه دلیلی وجود دارد که چرا یک نفر به این صورت فکرو یا عمل میکند. و آن وقت کلید  معمای حرکات و شاید شخصیت او را در اختیار قرار خواهید داشت. اگر با خواندن این کتاب حتی فقط یک چیز بدست آورید. تمایل به تفکر از دیدگاه شخص دیگر و مشاهده امور از زاویه دید آن شخص و خودتان در آن صورت بآسانی ثابت می شود که می تواند نردبانی برای ترقی شما باشد. اصل ۸: ( صادقانه سعی کنید مسائل را از دیدگاه شخص دیگر مشاهده کنید.)

فصل نهم: آنچه همه می خواهند.

آیا دوست ندارید یک عبارت جادویی می داشتید که جلوی مجادلات را می گرفت و محبت بوجود می  آورد و باعث می شد که طرف مقابل با دقت به حرف شما گوش دهد. می دانم که دوست دارید… آن جمله اینست:« من به شما حق میدهم که چنین احساسی دارید. اگر من جای شما بودم بدون شک همین احساس را داشتم.» سه چهارم افرادی که با آنها روبرو می شوید گرسنه و تشنه همدردی هستند آن را از آنها دریغ نکنید و آن وقت است که آنها نیز شما را دوست خواهند داشت. پس اگر میخواهید طرز فکر دیگران را با خود هماهنگ کنید، حتما این اصل را فراموش نکنید. اصل ۹: ( با خواسته ها و عقاید دیگران همدلی نشان دهید.)

فصل دهم: در خواستی که همه دوست دارند.

حقیقت این است که همه کسانی که با آنها روبرو می شوید تصوربالایی از خود دارند و دوست دارند در نظر خود آدمهای فداکار و خوب و غیرخودخواه باشند. جی. پیرپونت مورگان دریکی از مقالات تحلیلی خود می نویسد: « هر شخص معمولا برای کاری که انجام می دهد دو دلیل دارد: یکی که بنظر خوب می آید و یکی که واقعی است.» توماس در این مورد می گوید: تجربه به من آموخته است که وقتی نتوانیم هیچ اطلاعاتی در مورد مشتری داشته باشیم، بهتر آنست که مبنا را بر این فرض بگذاریم که او آدمی صادق، درستکار و آماده برای پرداخت دیون خود می باشد- البته چنانچه بتوان را متقاعد کرد که از دیون درست هستند.بعبارت دیگر همه مردم خواهان انجام تعهداتشان و صادق هستند. اصل ۱۰:  ( به انگیزه های بالاتر رجوع کنید.)

فصل یازدهم: فیلم ها و تلویزیون انجام می دهند پس چرا شما انجام ندهید.

کافیست یک روز جلوی تلویزیون خود بنشینید و انچه را تبلیغ کنندگان در هر یک از ارئه های خود ارائه می دهند تحلیل کنید. شما هم میتوانید ایده های خود چه در تجارت و چه در هرزمینه دیگر را بارز و عیان کنید. این در زندگی خود نیز موثر است. اصل ۱۱( ایده های خود را یاری کنید.)

فصل دوازدهم: وقتی هیچ عمل دیگری مفید نبود این را امتحان کنید.

چارلز شواب می گوید: « راه انجام کارها ایجاد حس رقابت است .مقصودم رقابت از نظر مالی یا مادی نیست.بلکه از نظر تمایل به برتری است . تماتیل به برتری و رقابت روردرو قرار دادن حس برتری جویی افراد با هم ! این هم  ر اهی بدون شکست برای نفوذ در روح افراد است.» بزرگترین عاملی که در افراد ایجاد انگیزه می کند، خودِ کار است. اگر خود کار هیجان انگیز و جالب باشد، فردی که به آن مشغول است خواهان و مشتاق انجام آن می شود و در نتیجه ، انگیزه ارائه یک کار خوب در او بوجود می آید. ا ین همان چیزی است که هرآدم موفقی دوست دارد. هرکسی دوست دارد فرصتی برای ابراز وجود بدست آورد. همه میخواهند رشد  کنند و ارزش خود را بوجود آورند و برنده باشند. اصل ۱۲: ( چالش بوجود آورید.)

می خواهم با تغییر خودم جهان را جای بهتری برای زندگی تبدیل کنم.

2 thoughts on “خلاصه کتاب آیین دوست یابی؛ اثر دیل کارنگی

پاسخی بگذارید